محمدحسين ناصر الشريعه

178

تاريخ قم ( فارسى )

كلك صباش از پى تاريخ زد رقم * « كز دل مدام چهر سلاطين به اين در است » ( 1242 ) * مؤلف گويد : چنان كه كاف « كز » در مصرع اخير اسقاط شود 1222 مىشود . بر سنگ پائين اين در كه متصل به زمين است اين رباعى ملك الشعرا در سنگ مرمر منقور و حجارى شده است . اين در كه بر اين درگه بىشبه و نظير * آيد ز گشودن وى آهنگ صرير گوئى ملكى بود كه از بهر طواف * چون بال گشايد زند از شوق صفير * آنچه جواهرآلات از سلاطين صفويه و پيش از آن در خزانهء مباركه بود محمود و اشرف افغان در زمان حكومت خود همه را بردند و آنچه در زمان افشاريه و زنديه و قاجاريه از قبيل جيقه ، تينه ، گل كمر و غير از اينها سلاطين و شاهزادگان و امراء وقف بر سر كار فيض آثار كرده بودند ، چه بر ضريح مطهر نصب شده و چه نشده بود . مرحوم حاجى ميرزا سيد حسين متولى باشى براى آن كه از دستبرد سارقين مصون باشد آنها را در ميان قابى از چوب نهاده ، اطراف آن را با صفحه‌اى از طلا مزين نموده ، بر روى آن آئينهء بزرگى نهاده كه پيدا و هويدا باشند ، و آن قاب را بر بالاى ضريح مطهر منصوب نموده بود . در سلطنت رضا شاه پهلوى آن را به طهران بردند و معلوم نشد چه شد . دو در از روضهء مطهره به مسجد بالا سر باز است كه درهاى آن خاتم بسيار ممتاز مىباشد . يكى از آن درها را ميرزا نصر اللّه فراهانى ساخته ، و در ديگر را شاهزاده عزة الدوله خواهر ناصر الدين شاه « 1 » تقديم نموده است . 2 اين قطعه را وقار پسر وصال شيرازى در تاريخ اين در گفته است كه در كتيبه در نوشته‌اند : حبذا زين بقعهء عالى كه از مجد و شرافت * قبلهء ابدال گشت و كعبه آمال آمد خوابگاه بضعه موسى بن جعفر كز فروغش * جلوهء موسى عيان در چشم اهل حال آمد

--> ( 1 ) - همسر ميرزا تقى خان امير كبير شهيد ( د )